تنهایی متفاوت

از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم # آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار "فاضل نظری"

تنهایی متفاوت

از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم # آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار "فاضل نظری"

۷ مطلب با موضوع «دانشگاه» ثبت شده است

وبلاگ یه دوستی رو میخوندم.

توی مطالبش هی به این جمله بر میخوردی که " ما شما رو جفت آفریدیم ".

و باعث شد توی ضمیر ناخدآگاهم جا بیافته و بعد بهش فکر کنم.
آره درسته.
ولی من چی؟ اسم من چی؟؟
"تنهایی زیباست"

که واقعا به نظرم زیباست. اما جفت بودن زیبا تره. خیلی زیبا تر.
البته این هم نیست که وقتی جفت باشی دیگه نیازی به تنهایی نداری. تنهایی هم باید باشه. اما سر جای خودش. نه بیشتر

اینه که اسمم رو اینجا تغییر میدم از "تنهایی زیباست" به "انشالله دانشجو"

میدونی بارها گفتم یکی از بهترین اتفاقای زندگیم این دانشجو بودنه. احساس مفید بودن میکنم. سربار نبودن. توی خط اول و مقدم بودن.
نه اینکه پز بدم هااا.. آخه تقریبا همه میتونن دانشجو باشن دیگه پز دادن نداره. احساسی که به دانشجو بودن دارم رو گفتم.

و اینم بگم دانش جو فقط کسی که دانشگاه میره که صرفا نیست. اینو میدونید دیگه!
۰ نظر ۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۸
ت.ن

_ استاد الان دستگاه ساختن که انتگرال و همه ی این چیزا رو حل میکنه, اینکه ما مهندسیم و باید بشینیم انتگرال حل کنیم ظلمه..!

 

_ ظلم اینه که شما مهندسین . . .

 

 

پ_ن: و این حرف استاد آب یخی بود روی گرمای همه ی  اون چیزی که از دبیرستان بهش معترض بودم!!

 

-:حسین زاده

۰ نظر ۱۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۵۵
ت.ن
_بعد از انتخاب واحد هول هولکی اینجانب,4 شنبه ها فقط واسه یه کلاس باید برم دانشگاه
 ولی فکر کنم این ترم اتفاقای خوبی میافته,انشاءالله

_پیرو خوندن وبلاگ بنده ی خدایی که واسه تحصیل رفته بودن خارج از کشور,بعد از چند دقیقه فکر کردن به این نتیجه رسیدم منم واسه دکترا احتمالا ازینجا برم,یه جای دور,,
 و باز هم دیدم واسم کافی نیست.فقط یه رشته و کار هست که میتونه اون آرامشی انتظار دارم رو بهم بده,توی کشور خودم.
 و این تصمیم رفتن هم احتمالا واسه همیشه منتفی شد.

_چند شب پیش بنده خدایی پست گذاشت وصیت نامه نوشته.منم خیلی وقته تصمیمشو دارم ولی هنوز موقعیتش نشده.شاید بعد از فردا و پس فردا که از مراسم برگشتم.


 وقتی فکر میکنم ازینجا دور باشم,از آدمای اینجا,میدونی حس غربت بهم دست میده؛که البته همه همینجور هستن.
 بهش که فکر میکنم میبینم اربعین عراق غریب نبودیم؛حس غربت اونجا خیلی کم بود.
 و این بخاطر عقاید و اصول مشترکی بود که با مردم اونجا داشتیم.
 بنظرم اگه توی پرت ترین جای دنیا قرار باشه با مردمی زندگی کنیم که حتی زبونشون هم بلد نباشیم,
 ولی اگه مسلمون باشن به معنای واقعی,انسان جز احساس دوری از خونوادش,دیگه احساس بد دیگه ای نداره.احساس غربت نداره.
 الان که فکر میکنم,بعد از اینکه همه ی دنیا با منطق محکم حضرت اسلام آوردن,دیگه احساس غربت از دنیا پاک شه  .
۰ نظر ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۰۲:۰۴
ت.ن

یعنی فقط بازم خوبه مشروط نشدیم ترم بوق :-D



پ ن : قبلا هم گفتم,این ترم فقط تجربه بود. اترام بعد جبران می نمویم(آره جون خودم..)

         دانشگاه خوبه,علی رغم این که فرستادن بچه به دانشگاه یعنی 4 سال وقتشو هدر دادن,

         لااقل 4 سال لازم نیست به بقیه جواب دی که کارت چیه و داری چیکار میکنی,

        

ز ن : من از افشا کردن نمره هییییچ ابایی ندارم,عکس نتیجه کنکورمم اسکرین گرفتم گذاشتم پروفایل تلگرام.

ز ن1: نمره زبانم بزنه معدلم بیشتر میشه هااا,,,بعله:-p

ز ن2: مشروط نشیم صلوات.

۰ نظر ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۰۷
ت.ن

ساعت 2:54

من: یه دانشجوی کامپیوتر که بخواطر نصب چندین تا سیستم عامل کنار هم و در هم بر هم شدن فایل هام و گییج شدن در انجام امورم,

مجبور به انتقال حدودا 300 گیگ فایل ضروری به یه سیستم دیگه شدم.و حالا این زیاد مهم نیست؛این مهمه که 8 گیگ 8 گیگ در حال انتقالم!  یــــه دانشـــــجو کامپیــــــــوتر نبـــــــــاید یـــه هـــــارد 1ترا داشتــــــــه بــــاشـــــه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


پ ن :

  1. هیچوقت بیشتر از یه سیستم عامل روی سیستمتون نصب نکنید.
  2. اگه لازمتون بود از virtual استفاده کنید.
  3. فقط دوتا پارتیشن داشته باشید,100 گیگ هم فضای استفاده نشده.
  4. این پیشنهاد ها ر جدی بگیرید,تجربه 4 سال زندگی با کامپیوتره.


ز ن : خوابم هم نمی آد لامصب.
۰ نظر ۰۶ بهمن ۹۵ ، ۰۳:۰۱
ت.ن