تنهایی متفاوت

از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم # آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار "فاضل نظری"

تنهایی متفاوت

از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم # آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار "فاضل نظری"

بچه ها بزرگ میشوند

جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۵۵ ب.ظ

سلام.امشب داداش کوچیکم مچمو خوابوند,؛

واقعا نمیدونم کی انقد بزرگ شد.


چه دنیاییه,,,


الان یکی از عوامل اعمال قدرتمو روش از دست دادم.زپلشک,دیگه زورم بهش نمیرسه:-D



_خال های روی بدنشو شمردم 20 تا بود ^.^

سه تا هم خودش میگه اونجاهایی که نمیذاشت ببینم هستن,که جمعا میشه 23 تا,,لامصب حس 101سگ خالدار بهم دست داد



امروز رفتیم بالا() و سیب زمینی و لبو گذاشتیم زیر آتیش عجببب چیزی شد!!

_امیدوارم این روزها در آینده هم تکرار بشه,دور هم بودن ها؛جمع بودن ها؛گریه ی بچه ها؛گپ و گفت بزرگتر ها ..

۹۵/۱۱/۱۵
ت.ن

نظرات  (۱)

گریه ی بچه؟!؟!؟!؟؟؟؟ 
:(
پاسخ:
بچه کوچولو های فامیل (:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">