تنهایی متفاوت

از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم # آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار "فاضل نظری"

تنهایی متفاوت

از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم # آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار "فاضل نظری"

سپاه مچکریم

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۱۳ ب.ظ

سلام.

از همین منبر و بریبون از همه ی مدافعان عزیز ایرانم تشکر میکنم که جواب ترقه بازی رو با موشک دادن.

دمتون گرم عاقو دمتون گرم


اینم یه توییت:

میگن این ه از بس بوده وقتی میخواستن شلیکش کنن هی سرشو کج میکرده طرف تل‌آویو

قسم حضرت عباس ازش گرفتن بره تو مقر داعش!

۹۶/۰۳/۲۹
ت.ن

نظرات  (۴)

۳۰ خرداد ۹۶ ، ۰۳:۲۹ مهرداد طارقلی
ایول چه جالب ، دمت گرم خیلی خوب بود اون آتش به اختیار و...
پاسخ:
چاکریم
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۰۶:۵۰ حمید رضا عزیزی
توییت توپی بود
پاسخ:
آره خیلی هوا رفته :D
۰۵ تیر ۹۶ ، ۲۰:۰۵ نازنین زهرا
میثم مطیعی صبح امروز پیش از اقامه نماز عید سعید فطر ابیاتی درمورد  مسائل کشور و جهان خواند

قسمتی از شعر:



نگذاریم که آید به سر سفره ما

لقمه دوزخی «رشوه»  و زقوم «ربا»

پی هر لقمه مبادا که دهان بگشاییم

ما که پرورده نان و نمک مولاییم

کار و همت همه‌ی رنگ و بوی این خاک است 

عرق کارگران آبروی این خاک است

به عمل کار برآید به سخندانی نیست 

پینه دست کم از پینه پیشانی نیست

کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد

عرق شرم مبادا که به رویش باشد

آه از آن دست پر از پینه که حسرت بکشد

پدری کز زن و فرزند خجالت بکشد

ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم

پی اقدام تو هستند هنوز این مردم

چند روزی تو مقامی به امانت داری

منصبت را نکند طعمه خود پنداری

راه می جویی اگر، شیوه مولاست دلیل

قصه آهن تفتیده و دستان عقیل

حرف تبعیض در آیین علی هرگز نیست

آهن سرخ گواه است خط قرمز نیست

پلک بر هم مگذارید که فرصت رفته ست

پلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفته ست

ما نه آنیم که آموخته غرب شویم

پی هر وسوسه ای سوخته غرب شویم

سیلی از کوخ نشین، کاخ نشین خواهد خورد

و زمین‌خوار سرانجام زمین خواهد خورد

«بیست سی»  چیست که تعلیم جهان، از دل ماست

هان که جمهوری اسلامی ایران اینجاست

اگر از غرب رسد نسخه، خودش بیماری ست

قرص خواب است ولی چاره ما بیداری ست

تا ابد تربیت از مهر ولی می‌گیریم 

مشق از غیرت ابروی علی می‌گیریم 

ما بر آنیم که در مکتب او دیده شویم 

با علی اصغر و قاسم همه فهمیده شویم

تا ابد سستی تسلیم مبادا با ما 

وحشت از حربه تحریم مبادا با ما

باز تحریم جدیدی به سِنا رفت که رفت

جسم برجام چو روحش به فنا رفت که رفت

ذوق بیهوده ز برجام خطا بود خطا

تکیه بر عهد عمو سام خطا بود خطا

عهد با دزد سر گردنه بستیم ای دوست

بارها عهد شکست و نشکستیم ای دوست

هر چه می‌شد بَرَد از کیسه ما بُرد که بُرد

«بُرد بُرد» این بُوَد آری همه را بُرد که بُرد

گفته بودند که دشمن به تجارت آمد 

پیر ما گفت که البتّه به غارت آمد

خواب دیدند صَلاح از طرف بیگانه است

به خود آییم نجات همه در این خانه است 

کارزار است، قدم قاطع و محکم بردار

سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار!

راه ما راه حسین است و به خون روشن شد

تکیه بر تیغ زد آن دم که جهان دشمن شد

نه به دل راه بده واهمه از اخم عدو

نه دلت غنج رود باز به لبخندی از او

دل به لبخندش اگر باخته ای، باخته ای!

گر ز اخمش سپر انداخته ای باخته ای!

غم مخور، سست مشو، با صف اعدا بستیز

مژده «لا تهنوا»  میرسد از جا برخیز

تا بدانند که هان لشکر احمد ماییم 

رزمجویان و دلیران محمد ماییم 

ذوالفقار علوی بود برون شد ز نیام

مرحبا، دست مریزاد، سپاه اسلام

ناز شست تو دلاور حسن تهرانی

زنده ای تا به ابد، فاتح این میدانی

هست مدیون تو امنیتمان تا به ابد

هست ممنون تو ایران و جهان تا به ابد

اینکه چون صاعقه آمد به سرت تکفیری

ذوالفقار است که از غرش آن می‌میری

وقت آن است سر جای خودت بنشینی

با دُم شیر مکن بازی، بد میبینی!

نوش جان همه‌تان سیلی شش موشک ما 

که صدایش برسد تا به ریاض و حیفا

(شترقش برسد تا به ریاض و حیفا!)

این قدَر بمب نچسبان به کمر ای نامرد!

صبر کن موشک ما منفجرت خواهد کرد

ای ابوجهل که در کشتن خود استادی

خر دجالی و افسار به صهیون دادی

ای سیه روی که از نفت سعود آمده ای

بچه ابلیس که از ناف یهود آمده ای

دشمن از ابلهی‌اش در طمع خام افتاد

تشت رسوایی‌اش اما ز سر بام افتاد

جاهلیت چه سعودی و چه غربی یکجا

گرم رقصند، عجب منظره ای باب هَجا

رقص شمشیر چو در خیمه دشمن برپاست

سپر انداختن و طعنه به شمشیر خطاست

آری آرامش ما مرد خطر می‌طلبد

صبح پیروزی ما خون جگر می‌طلبد

«می وزد از همه جا بوی گل یاس شهید

از کجا آمده اند این همه عباس شهید

ذوالجناح از نفس اینبار نخواهد افتاد

علم از دست علمدار نخواهد افتاد»

در دفاع از حرم، آیینه آن سقاییم 

همچو عباس، علمدار ولایت ماییم

این زره پشت ندارد منگر برگردیم 

تیغ در دست، به ره، منتظر ناوردیم

قدس ای قبله آغاز که پایان با توست 

مُهر باطل شدن فتنه شیطان با توست 

تو کلید همه گمشدگی‌ها هستی 

قدس ای قدس! تو آزادی دنیا هستی

منشینید به غم شام بلا می‌گذرد

راه ما از سفر کرببلا می‌گذرد.درضمن پشت صحنه این متن شعری ارزشمندچهارشاعر،معروف ادبیات مقاومت ،ازجمله محمدی سیاردکترای ادبیات فارسی بودند.نفسشون گرم.
پاسخ:
چقدر زیبا.
ذوق بیهوده ز برجام خطا بود خطا ..
۰۶ تیر ۹۶ ، ۱۹:۳۸ نازنین زهرا
مجموعۀ شعر و ادب است آنچه سرودند
در عید مسلمانی مان فطریه دادیم
هرکس که به ما خردۀ اخلاق گرفته ست
ما از ادب خویش به او عاریه دادیم

هنگامۀ رزم ست نه هنگام تملق
در جبهۀ ما صبر به اما و ولی نیست!
از میثم تمار جز این را مپسندید
در سینۀ او غیر ارادت به علی نیست...


حق است که ما را وسط معرکه خوانده
گیریم که دار است،سر سبز زیاد است
تدبیر «رباتی» شده امید بگیرند
بازار طرفدار شنیدیم کساد است!

در گفتن حق از احدی باک نداریم
آمادۀ هر هجمه و هر مغلطه هستیم
حق را نگذاریم که وارونه بگویند
بیزار از این تخطئه و سفسطه هستیم


از حجم فشار و بدهی های مداوم
لب باز نکن تا که نفهمند بقیه
هرکس که سراغ از بَرِ برجام گرفته
باید دهنش دوخت؛بفهمند بقیه


در نوحه و در جشن و عزا نقد حرام ست
از عالم و واعظ سخن حق نپذیرند 
این قوم که اینگونه به حق تاخته، بی شک 
از گمشدگان صف صفّین و غدیرند...

از کاغذِ بی مایۀ تحریم مترسان
ما را که به دل شوق شهادت همه داریم
هیهات که از اجنبیان امر بگیریم
ما گوش به فرمان ولایت همه داریم

شعری از:
#الهام_عظیمی
#نعیمه_آقانوری
#فاطمه_پورحسن_آستانه
#رؤیا_باقرزاده
#فاطمه_دلشادی
#معصومه_زارعی_رضایی


د
در حمایت از شعر انقلابی عید فطر، سروده و اجرای بزرگواران:
#علی_محمد_مؤدب
#محمدمهدی_سیار
#میلاد_عرفانپور
#محمدرضا_وحیدزاده
#میثم_مطیعی
#میثم_صدای_ماست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">