تنهایی متفاوت

از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم # آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار "فاضل نظری"

تنهایی متفاوت

از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم # آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار "فاضل نظری"

متناقض نما

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۳ ق.ظ

سلام.


رشته ام نرم افزاره. ۱۹ سالمه

کد و کد و کد. چنان علاقه ای دارم که نگو و نپرس


وقتی متن های عاطفی یا فلسفی رو میبینم چنان خوشم میاد که باز هم نگو و نپرس


میدونی به ما یاد دادن اگر رفتیم توی اتاق هیچکس اونجا نبود.. نگیم هیچکس اینجا نیست! چون حداقل خودمون اونجا هستیم.

و بیت مورد علاقم از سهراب : جای مردان سیاست بکارید درخت، تا هوا تازه شود.


میدونید.. توی کد نوشتن حق نوشتن هیچ‌! هیچ چیز غیر منطقی رو ندارید. 'من' + 'تو' همیشه میشه 'منتو' . ما نمیشه

میدونی الان فکر میکنم کامپیوتر منطقی نیست! ریاضیاتیه


منطق اونیه که تمام احساسات عالم هم توش بگنجه

اونیه که تنهایی نازک سهراب هم توش جا بشه


میدونی اصلا بنظرم همه ی هستی در واقع و حقیقت.. فقط یک چیز واحد هستن.

عقل و عشق جدا نیستن

اصلا مگه میتونن جدا باشن! جز وهم نیست. بنظرم

همه چیز عقله. همه چیز عشقه

عشق کوری نمیاره. اونی که عاشقی کارش میکنه وهم کورش کرده. فکر میکنه عاشقه

مگه میشه عشق کوری بیاره؟ مگه میشه عاقل عاشق نباشه؟ اصلا کدوم عاشقی عاقل نیست!؟؟؟

نهایتا اینها همه یکیه. همون طور که اول یکی بوده


تنها چیزی که الان نمیفهمم اینه که این وحدت چجوری باز باعث جدایی میشه! چجوری باعث تفاوت میشه

چجوری دنیا به وجود میاد. قوم های مختلف نظرات مختلف

۹۶/۰۴/۲۶
ت.ن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">